پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۱۲

از هیچ کس سپهر خجالت نمی کشد

آیینه گرفته کدورت نمی کشد

خار شکسته بر سر دیوار قد کشید

نخل امید ماست که قامت نمی کشد

فرمانروای مصر حلاوت نمی شود

تا ماه مصر تلخی غربت نمی کشد

میخواره ای که باده به اندازه می خورد

دردسر خمار ندامت نمی کشد

زنهاردل به صبح پریشان نفس مبند

کاین پنبه خون ز هیچ جراحت نمی کشد

فرهاد بد نکرد که خود را هلاک کرد

عشق غیور ننگ شراکت نمی کشد

از صبح حشر تیره نهادان الم کشند

یوسف ز روی آینه خجلت نمی کشد

حشر سبک عنان مکافات قایم است

دیوان هیچ کس به قیامت نمی کشد

صائب به خاکمال حوادث صبور باش

خورشید سر ز خاک مذلت نمی کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۱۴چون غنچه هر که سربه گریبان نمی کشد
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۱۵یک دل ز ناوک مژه او رها نشد
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۱۶خط ترا که دید که زیر و زبر نشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۱۷چون چشم خوابناک که شوخی ازو چکد
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۱۸شرم از نگاه آن گل سیراب می چکد
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۱۹از جلوه تو برگ ز پیوند بگسلد
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۲۰ساقی به یک پیاله که وقت سحر رساند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۲۱دل را کجا به زلف رسا می توان رساند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.