پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۱۷

چون چشم خوابناک که شوخی ازو چکد

از آرمیدن دل من جستجو چکد

آب حیات در قدح خضر خون شود

روزی که آب تیغ مرا در گلو چکد

از آب خضر تشنه لبان را شکیب نیست

مشکل که خونم از دم شمشر او چکد

صد پیرهن عرق کند از پاکدامنی

شبنم اگر به دامن آن گل فروچکد

گلگونه عذار کنندش سمنبران

خونابه ای که از دل بی آرزوچکد

زان دم که چون پیاله مرا چشم باز شد

نگذاشتم که باده ز دست سبو چکد

دامن ز رنگ وبوی گل ولاله می کشد

چون خون من دلیر بر آن خاک کو چکد

تیغی است آبدار به خونریز سایلان

هر آستانه ای که بر او آبرو چکد

صائب ز دل برون ندهم اشک و آه را

آن غنچه نیستم که ز من رنگ وبو چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۱۹از جلوه تو برگ ز پیوند بگسلد
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۲۰ساقی به یک پیاله که وقت سحر رساند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۲۱دل را کجا به زلف رسا می توان رساند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۲۲طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۲۳از همت بلند اثر در جهان نماند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۲۴نه آسمان سبو کش میخانه تواند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۲۵جمعی که دل به طره طرار بسته اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۲۶خوبان دلم به زلف گره‌گیر بسته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.