پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۱۱

از روی درد هر که ز دل آه می کشد

بی چشم زخم یوسفی از چاه می کشد

بی آه گرم نیست دل دردمند عشق

شمعی که روشن است مدام آه می کشد

در زلف دود شعله حصاری نمی شود

بیهوده ابر پرده در آن ماه می کشد

شمع که دیده است سرانجام خامشی

گردن در انتظار سحرگاه می کشد

بردوش خلق بار بود زندگانیش

هر کس که بار خلق به اکراه می کشد

تا روی آتشین تو در بزم دیده است

پیوسته شمع جای نفس آه می کشد

شوخی که رم ز دیدن پنهان من کند

با مدعی جناغ به دلخواه می کشد

افتاده جذبه طمع زرد روبلند

این کهربا ز کاهکشان کاه می کشد

از اشتیاق چهره چون آفتاب توست

نیلی که آه من به رخ ماه می کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۱۳از سرگذشته سربه گریبان نمی کشد
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۱۴چون غنچه هر که سربه گریبان نمی کشد
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۱۵یک دل ز ناوک مژه او رها نشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۱۶خط ترا که دید که زیر و زبر نشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۱۷چون چشم خوابناک که شوخی ازو چکد
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۱۸شرم از نگاه آن گل سیراب می چکد
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۱۹از جلوه تو برگ ز پیوند بگسلد
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۲۰ساقی به یک پیاله که وقت سحر رساند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.