پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۳۹

عاشق آزرده و محزون و غمین می باید

صاحب گنج گهر تلخ جبین می باید

خیره چشمان هوس را ادبی در کارست

حسن بی قید ترا چین به جبین می باید

همچو خورشید به ذرات جهان گرم درآی

گر ترا روی زمین زیر نگین می باید

خشم ماری است که سر کوفته می باید داشت

حرص موری است که در زیر زمین می باید

هیچ کس منکر تحت الحنک واعظ نیست

اینقدر هست که چسبانتر ازین می باید

پاک کن از سخن پوچ دهان را صائب

لقمه کام صدف در ثمین می باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۴۱تا به مژگان نرسد اشک، نظر نگشاید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۴۲بس که بیماری عشقم به رگ جان پیچید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۴۳شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴۴نه همین دل ز سر زلف تو مفتون گردید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۴۵درد می را به من خاک نشین بگذارید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۴۶لاله از رشک رخت خون جگر می گرید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۴۷چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۴۸در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.