پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۴۶

لاله از رشک رخت خون جگر می گرید

آتش از گرمی خوی تو شرر می گرید

حلقه زد تا خط شبرنگ به گرد رخ او

هاله چون حلقه ماتم به قمر می گرید

سنگ را گریه به جان سختی فرهاد آید

آن نه چشمه است که در کوه و کمر می گرید

بر تهیدستی خود پیش در سیرابش

سر به دامان صدف مانده گهر می گرید

نیستم شمع که یکرنگ بود گریه من

هر سر مو به تنم رنگ دگر می گرید

دیده گریه شناسی اگرت در سر هست

شمع بسیار به درد و به اثر می گرید

بنمایید به جز آینه و آب، کسی

که به دنبال سرم روز سفر می گرید

بر سر سوختگان گریه گرمی سر کن

شمع در ماتم پروانه شرر می گرید

شرمت آید که بری ابر بهاری را نام

گر ببینی تو که صائب چه قدر می گرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۴۸در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۴۹تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۵۰از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۵۱حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۵۲پنبه نبود که شد از سینه افگار سفید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۵۳می خلد بیشتر از تیر به دل موی سفید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۵۴هرکه آسودگی از عالم امکان جوید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۵۵غیر کی پیش تو پیغام مرا می گوید؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.