پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۵۵

غیر کی پیش تو پیغام مرا می گوید؟

غرض آلود کجا حرف بجا می گوید؟

وعده هایی که ز عشاق نهان می داری

یک به یک را گره بند قبا می گوید

باده تلخ کجا، حوصله مور کجا؟

به دو دشنام دگر غیر دعا می گوید

صحبت خوش نفسان می برد از دل تنگی

غنچه درد دل خود را به صبا می گوید

گوش ناز تو گران است، وگرنه سر زلف

موبمو حال پریشان مرا می گوید

پر ز پنبه است ترا گوش چو مینا، ورنه

همه شب پیر خرابات صلا می گوید

جمع کن خاطر از آیینه که آن روشندل

آنچه در روی تو گوید ز قفا می گوید

تو گرانخواب همان می روی از راه برون

جرس قافله هرچند درآ می گوید

گر به محراب دو ابروی تو اندازد چشم

بت پرست از ته دل نام خدا می گوید

اگر اقبال کنی، حال من سوخته را

خط جدا، خال جدا، زلف جدا می گوید

برندارم سر خود از قدم او صائب

هرکه بی پرده به من عیب مرا می گوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۵۷خوش بهاری است حریفان نظری بگشایید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۵۸خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۵۹بر آن سرم که بشویم ز دیده نقش سواد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۶۰ز چشم بد رخ خوب ترا گزند مباد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۶۱گل عذار تو از درد نیمرنگ مباد!
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۶۲به دور لعل تو یاقوت از آب و رنگ افتاد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۶۳ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۶۴ز خنده بر جگر حشر داشت (حق) نمک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.