پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۵۴

هرکه آسودگی از عالم امکان جوید

ثمر از بید و گل از خار مغیلان جوید

نتوان در حرم و دیر خدا را جستن

مگر این گنج کسی در دل ویران جوید

نیست جز دست تهی حاصل آن غواصی

که درین نه صدف آن گوهر غلطان جوید

هست امید که نومید نگردد آن کس

که ترا در دل و در دیده حیران جوید

سبز چون خضر ز زنگار خجالت گردد

زندگی هر که ز سرچشمه حیوان جوید

رام گشتن طمع از آهوی وحشی دارد

مردمی هرکه ازان نرگس فتان جوید

طلب گوهر شهوار نماید ز حباب

هرکه حق را ز سراپرده امکان جوید

نتوان قطع امید از رگ جان صائب کرد

چون رهایی دل ازان زلف پریشان جوید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۵۶دست اسباب بگیرید و به سیلاب دهید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۵۷خوش بهاری است حریفان نظری بگشایید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۵۸خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۵۹بر آن سرم که بشویم ز دیده نقش سواد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۶۰ز چشم بد رخ خوب ترا گزند مباد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۶۱گل عذار تو از درد نیمرنگ مباد!
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۶۲به دور لعل تو یاقوت از آب و رنگ افتاد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۶۳ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.