پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۶۳

ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد

بیار باده که طشت خرد ز بام افتاد

حباب وار به سرگشتگی مثل گردد

سفینه ای که به گرداب خط جام افتاد

مباد از سر زنار کم سر مویی

چه شد که سلسله سبحه از نظام افتاد

چو سبزه فرش شد و همچو آب رفت از دست

نگاه هرکه بر آن سرو خوش خرام افتاد

به چشم روشنی دام می رود صیاد

کدام مرغ همایون دگر به دام افتاد؟

درین نشیمن آشوب پخته شو زنهار

زنند پای به فرقش چو میوه خام افتاد

علاج کلفت خود زود می کنم صائب

دگر به دست من امروز یک دو جام افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۶۵من آن نیم که ز درد گران کنم فریاد
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۶۶گذشت از نظرم یار سرگران فریاد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۶۷فروغ گوهر دل از سر زبان تابد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۶۸مرا به هر مژه ای اشک بی اثر چسبد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۶۹به درد و داغ دل بیقرار می چسبد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۷۰قبا ز شرم بر آن سیمتن نمی چسبد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۷۱نه موج از دل دریا کرانه می‌طلبد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۷۲شبی ستاره دولت به بام ما افتد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.