پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۶۷

فروغ گوهر دل از سر زبان تابد

صفای باغ ز رخسار باغبان تابد

نمی توان به جگر داغ عشق پنهان کرد

که نور این گهر از روزن زبان تابد

مگر میانجی دیوار جسم برخیزد

که آفتاب تو بر پیشگاه جان تابد

درین زمانه باطل کسی که حق گوید

برای خویش چو منصور ریسمان تابد

اگر چو غنچه مرا صد زبان بود در کام

حجاب عشق تو بر هم گه بیان تابد

به نور عقل نبردیم ره ز خود بیرون

مگر ستاره دیگر ز آسمان تابد

تو گرم جلوه و صائب به خون خود غلطد

که پرتو تو مبادا به این و آن تابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۶۹به درد و داغ دل بیقرار می چسبد
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۷۰قبا ز شرم بر آن سیمتن نمی چسبد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۷۱نه موج از دل دریا کرانه می‌طلبد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۷۲شبی ستاره دولت به بام ما افتد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۷۳اگر نقاب ازان روی دلپسند افتد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۷۴زخ تو از نگه گرم خوش جلا گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۷۵ز درد و داغ دل تیره خوش جلا گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۷۶دل از سفر ز بد و نیک باخبر گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.