پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۷۲

شبی ستاره دولت به بام ما افتد

که از لب تو شرابی به جام ما افتد

چنین که شرم گرفته است در میان او را

کجا رهش به غلط بر مقام ما افتد؟

سیاهرویی ما نیست قابل اصلاح

ز مه گره به سر زلف شام ما افتد

لبی که رنگ نمی گیرد از فروغ سهیل

کجا به فکر جواب سلام ما افتد؟

سیاه خانه نشینان لامکان دشتیم

ز ماهتاب چه پرتو به بام ما افتد؟

به کشوری که هما مرغ خانگی شده است

نشد که سایه جغدی به بام ما افتد

دلی که نقد کند نسیه قیامت را

به فکر یار قیامت خرام ما افتد

کنون که از خط مشکین سیاه مست شده است

امید هست لب او به کام ما افتد

ز نارسایی طالع نمی شود قسمت

که راه نکهت گل بر مشام ما افتد

به اختیار محال است ترک جام کنیم

مگر ز بیخودی از دست، جام ما افتد

ز خط سبز مگر تنگ شکرش صائب

به فکر طوطی شیرین کلام ما افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۷۴زخ تو از نگه گرم خوش جلا گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۷۵ز درد و داغ دل تیره خوش جلا گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۷۶دل از سفر ز بد و نیک باخبر گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۷۷ز می فروغ لب یار بیشتر گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۷۸ز درد و داغ، دل تیره دیده ور گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۷۹ز چهره تو نگه داغدار برگردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۸۰تو سعی کن که دلت ساده از رقم گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۸۱ز بردباری من موج می شود لنگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.