پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۷۱

نه موج از دل دریا کرانه می‌طلبد

که بهر محو شدن تازیانه می‌طلبد

منم که بی‌خبرم در سفر ز منزل خویش

وگرنه تیر هوایی نشانه می‌طلبد

گهر صدف طلبد، تیغ آبدار نیام

دلِ دو نیم ز خلق آن یگانه می‌طلبد

ز آستانه دل یافت هرچه هرکس یافت

خوش آن که حاجت ازین آستانه می‌طلبد

بس است از رگ جان تازیانه سفرش

دلی که بهر رمیدن بهانه می‌طلبد

چه ساده است توانگر که با سیاه‌دلی

صفای وقت ز آیینه‌خانه می‌طلبد

به خاک غوطه چو قارون زد از گرانی خواب

هنوز خواجه غافل فسانه می‌طلبد

ز ناگواری وضع زمانه بی‌خبر است

کسی که زندگی جاودانه می‌طلبد

اگرچه عشق بود بی‌نیاز از زر و سیم

همان ز چهره زرین خزانه می‌طلبد

ز شوره‌زار تمنای زعفران دارد

ز من کسی که دل شادمانه می‌طلبد

شکسته باد پر و بال آن گران‌پرواز

که با گشاد قفس آب و دانه می‌طلبد

به عیب خود نبرد بی‌دلیل، نادان راه

که طفل از دگران راه خانه می‌طلبد

به عیب خود نبرد بی‌دلیل، نادان راه

که طفل از دگران راه خانه می‌طلبد

کسی که چشم سعادت ز اختران دارد

ز تنگ‌چشمی، از مور دانه می‌طلبد

خوش است سلسله‌جنبان جست‌و‌جو صائب

ز موج، ریگ روان تازیانه می‌طلبد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۷۳اگر نقاب ازان روی دلپسند افتد
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۷۴زخ تو از نگه گرم خوش جلا گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۷۵ز درد و داغ دل تیره خوش جلا گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۷۶دل از سفر ز بد و نیک باخبر گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۷۷ز می فروغ لب یار بیشتر گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۷۸ز درد و داغ، دل تیره دیده ور گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۷۹ز چهره تو نگه داغدار برگردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۸۰تو سعی کن که دلت ساده از رقم گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.