پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸۰

تو سعی کن که دلت ساده از رقم گردد

که دل چو پاک شد از نقش، جام جم گردد

قضا چو تیغ برآرد گشاده ابرو باش

که این سلاح ز چین جبین دو دم گردد

قدم ز دایره اختیار بیرون نه

که راه کعبه مقصود یک قدم گردد

نظر سیاه نسازد به ملک هر دو جهان

ز درد و داغ تو هر دل که محتشم گردد

گران بود به نظرها چو حلقه در مرگ

ز بار منت احسان قدی که خم گردد

به تلخ و شور چو زمزم کسی که قانع شد

چو کعبه در نظر خلق محترم گردد

ز حد خویش برون هرکه پای نگذارد

کبوتری است که پیوسته در حرم گردد

به نقش کم ز بساط جهان قناعت کن

که نقش کم چو شود چشم شور کم گردد

چو می توان به خوشی نقد وقت را گذراند

روا مدار که این خرده خرج غم گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۸۲ز کاهلی به نظرها جوان گران گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۸۳ملایمت سپر خصم تندخو گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۸۴ملایمت سپر خصم تندخو گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۸۵ز چهره تو نظرها پرآب می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۸۶حجاب پرده چشم پرآب می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۸۷خوشا سعادت آن دل که آب می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۸۸گل عذار تو بی‌آب و تاب می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۸۹به دیده آب اگر از آفتاب می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.