پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸۶

حجاب پرده چشم پرآب می‌گردد

وگرنه دلبر ما بی‌نقاب می‌گردد

همین ز جلوه آن شاخ گل خبر دارم

که اشک در نظر من گلاب می‌گردد

چه عارض است که از پرتو مشاهده‌اش

به چشم جوهر آیینه آب می‌گردد

اگر ز ساغر خورشید ذره سرگرم است

ز باده که سر آفتاب می‌گردد؟

امیدوار نباشم چرا به نومیدی؟

سبوی آبله پر از سراب می‌گردد

ز گریه اختر طالع نمی‌شود بیدار

نمک به دیده بی‌درد خواب می‌گردد

خزان به خون گلستان عبث کمر بسته است

که خود به خود ورق این کتاب می‌گردد

به خون قسمت من خاک آنچنان تشنه است

که شیر در قدحم ماهتاب می‌گردد

ز قُرب سوختگان دل نمی‌توان برداشت

چگونه دود جدا از کباب می‌گردد؟

در آن چمن که منم عندلیب آن صائب

گل از نظاره شبنم گلاب می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۸۸گل عذار تو بی‌آب و تاب می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۸۹به دیده آب اگر از آفتاب می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۹۰به دیده آب اگر از آفتاب می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۹۱کجا حریص ملول از گزند می گردد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۹۲سخن ز لعل لبت آبدار می گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۹۳فلک ز لنگر من باوقار می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۹۴مرا دل از قد خم زنگ ناک می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۹۵اگر بهانه طفلان تمام می گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.