پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸۵

ز چهره تو نظرها پرآب می‌گردد

ز آتش تو جگرها کباب می‌گردد

اگر به لب ز سر شیشه پنبه برداری

ز یک پیاله دو عالم خراب می‌گردد

ز دیده تو شود خیره، چشم گستاخی

که بر ورق ورق آفتاب می‌گردد

حدیث تیغ تو هرجا که در میان آید

دهان زخم شهیدان پرآب می‌گردد

فسرده‌ای که در اینجا به داغ عشق نسوخت

در آفتاب قیامت کباب می‌گردد

به روزگار خط انداز کامجویی را

که این دعا دل شب مستجاب می‌گردد

هلال غبغب جانان لطافتی دارد

که از اشاره انگشت آب می‌گردد!

مدار چشم اقامت ز برگ عیش جهان

که گل ز گرمرویی‌ها گلاب می‌گردد

ز حسن عاقبت جستجو مشو نومید

که خون سوختگان مشک ناب می‌گردد

به نور عقل توان جمع ساختن خود را

کتان درست درین ماهتاب می‌گردد

حجاب عشق گرفته است چشم ما صائب

وگرنه دلبر ما بی‌حجاب می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۸۷خوشا سعادت آن دل که آب می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۸۸گل عذار تو بی‌آب و تاب می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۸۹به دیده آب اگر از آفتاب می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۹۰به دیده آب اگر از آفتاب می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۹۱کجا حریص ملول از گزند می گردد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۹۲سخن ز لعل لبت آبدار می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۹۳فلک ز لنگر من باوقار می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۹۴مرا دل از قد خم زنگ ناک می گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.