پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸۹

به دیده آب اگر از آفتاب می‌گردد

دل از نظاره روی تو آب می‌گردد

ز خیره چشمی من آفتاب می‌لرزید

کنون ز ذره به چشم من آب می‌گردد

عرق نکردن رویش ز بی‌حجابی نیست

ستاره محو درین آفتاب می‌گردد

حجاب عاشق و معشوق پرده هستی است

کتان چو ریخت ز هم ماهتاب می‌گردد

رخش ز باده گلرنگ چون برافروزد

به چشم حلقه آن زلف آب می‌گردد

ز خامی آن که در اینجا به داغ عشق نسوخت

در آفتاب قیامت کباب می‌گردد

سری که نیست ز هوش و خرد گران صائب

سبک ز کسب هوا چون حباب می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۹۱کجا حریص ملول از گزند می گردد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۹۲سخن ز لعل لبت آبدار می گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۹۳فلک ز لنگر من باوقار می گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۹۴مرا دل از قد خم زنگ ناک می گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۹۵اگر بهانه طفلان تمام می گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۹۶ز باده چشم تو ظالم رحیم می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۹۷سری که در ره او بی کلاه می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۹۸ز نوبهار کجا گل شکفته می گردد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.