پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸۳

ملایمت سپر خصم تندخو گردد

شراب شیشه شکن عاجز کدو گردد

به چشم خویش جهان را سیه کند چو عقیق

ز ساده لوحی خود هرکه نامجو گردد

صدف عبث دهنی باز می کند به سؤال

گهر چگونه برابر به آبرو گردد؟

کنند بوی شناسان غلط به ناف غزال

ز نقش پای تو خاکی که مشکبو گردد

رخی که دیده خورشید ازو پرآب شده است

چه لایق است به آیینه روبرو گردد؟

همیشه سبز بود حرف هرکه چون طوطی

ز وصل آینه قانع به گفتگو گردد

ز چار موجه به ساحل رساند کشتی خویش

ز خلق هرکه چو صائب کناره جو گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۸۵ز چهره تو نظرها پرآب می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۸۶حجاب پرده چشم پرآب می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۸۷خوشا سعادت آن دل که آب می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۸۸گل عذار تو بی‌آب و تاب می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۸۹به دیده آب اگر از آفتاب می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۹۰به دیده آب اگر از آفتاب می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۹۱کجا حریص ملول از گزند می گردد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۹۲سخن ز لعل لبت آبدار می گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.