پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۵۶

دست اسباب بگیرید و به سیلاب دهید

به دل جمع، دگر داد شکر خواب دهید

دل بی عشق چه در سینه نگه داشته اید؟

بر سرش جان بگذارید و به قصاب دهید

آبرو در چمن خشک مزاجان جهان

آنقدر نیست که خار مژه ای آب دهید

صحبت صافدلان برق صفت در گذرست

هرچه دارید به می در شب مهتاب دهید

روی دل بر طرف خانه حق می باید

چه زیان دارد اگر پشت به محراب دهید؟

هیچ کار از مدد بخت نگون پیش نرفت

سر این رشته به شاگرد رسن تاب دهید

بلبلان گر سر همچشمی صائب دارید

اول از نغمه تر تیغ زبان آب دهید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۵۸خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۵۹بر آن سرم که بشویم ز دیده نقش سواد
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۶۰ز چشم بد رخ خوب ترا گزند مباد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۶۱گل عذار تو از درد نیمرنگ مباد!
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۶۲به دور لعل تو یاقوت از آب و رنگ افتاد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۶۳ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۶۴ز خنده بر جگر حشر داشت (حق) نمک
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۶۵من آن نیم که ز درد گران کنم فریاد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.