پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۵۰

از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید

دامن گل به کف آورد و گلابی نکشید

جای رحم است بر آن مغز که در بزم وجود

از دل سوخته ای بوی کبابی نکشید

خاک در کاسه آن چشم که از پرده خواب

بر رخ دولت بیدار نقابی نکشید

رشک بر موج سراب است درین دشت مرا

که ز دریای بقا منت آبی نکشید

مگذر از کوی خرابات که آسوده نشد

گنج تا رخت اقامت به خرابی نکشید

راه چون خضر به سرچشمه توفیق نبرد

در ته پای خم آن کس که شرابی نکشید

هرکه چون کوزه لب بسته نگردید خموش

در خرابات جهان باده نابی نکشید

هرکه چون سرو درین باغ نگردید آزاد

نفسی راست نکرد و دم آبی نکشید

شد به تبخاله بی آب ز گوهر قانع

صدف تشنه ما ناز سحابی نکشید

کیست تا رحم کند بر جگر تشنه من؟

که به زنجیر مرا موج سرابی نکشید

جگر تشنه بود لاله خاکش صائب

هرکه زان چاه زنخدان دم آبی نکشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۵۲پنبه نبود که شد از سینه افگار سفید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۵۳می خلد بیشتر از تیر به دل موی سفید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۵۴هرکه آسودگی از عالم امکان جوید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۵۵غیر کی پیش تو پیغام مرا می گوید؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۵۶دست اسباب بگیرید و به سیلاب دهید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۵۷خوش بهاری است حریفان نظری بگشایید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۵۸خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۵۹بر آن سرم که بشویم ز دیده نقش سواد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.