پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۴۵

درد می را به من خاک نشین بگذارید

از پی خیر بنایی به زمین بگذارید

نقش امید در آیینه نماید خود را

هرکجا پای نهد یار، جبین بگذارید

قفل غمهای جهان را بود از صبر کلید

دست چون غنچه به دلهای غمین بگذارید

روز والاگهران می شود از نام سیاه

دامن نام ز کف همچو نگین بگذارید

نور از آینه بر خاک سکندر بارد

اثری گر بگذارید چنین بگذارید

خاکساری است نگهدار دل روشن را

پاس این گنج گهر را به زمین بگذارید

ما به شور از شکرستان جهان خرسندیم

این نمک را به جگرهای حزین بگذارید

لاغری دیده بد را زره داودی است

فربهی را به گهرهای سمین بگذارید

پیش سیلاب گرانسنگ فنا چون صائب

سد آهن ز سخنهای متین بگذارید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۴۷چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۴۸در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۴۹تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۵۰از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۵۱حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۵۲پنبه نبود که شد از سینه افگار سفید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۵۳می خلد بیشتر از تیر به دل موی سفید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۵۴هرکه آسودگی از عالم امکان جوید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.