پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۴۴

نه همین دل ز سر زلف تو مفتون گردید

هرکه پیوست به این سلسله مجنون گردید

حسن از تربیت عشق زبان آور شد

سرو در زیر پر فاخته موزون گردید

شب مهتاب بود روز سیه در نظرش

دل هرکس که در آن طره شبگون گردید

بخل آن روز دوانید رگ و ریشه به خاک

که زمین پرده مستوری قارون گردید

هرکه مفتون سر زلف سخن شد، داند

که دل صائب از اندیشه چرا خون گردید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۴۶لاله از رشک رخت خون جگر می گرید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۴۷چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۴۸در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴۹تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۵۰از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۵۱حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۵۲پنبه نبود که شد از سینه افگار سفید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۵۳می خلد بیشتر از تیر به دل موی سفید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.