پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۴۳

شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید

نامه بر آتش من دامن دیگر گردید

از بهار چمن افروز بود برگ گلی

آنچه از حسن تو در دیده مصور گردید

می شود روزنه اش ناف غزالان ختن

خانه هرکه ازان زلف معطر گردید

خیره از دیدن خورشید قیامت نشود

دیده هرکه ز روی تو منور گردید

عشق روشندل اگر نیست ز اولاد خلیل

از چه آتش گل و ریحان به سمندر گردید؟

در شب وصل ز محرومی من آگاه است

تشنه هرکس ز لب آب بقا بر گردید

همچو آیینه شدم دیده حیران همه تن

تا مرا دولت دیدار میسر گردید

آن کس از کوردلان است که از خودرایی

نتواند ز غلط کرده خود بر گردید

هست دلچسب تر از قند مکرر صائب

سخن طوطی ما گرچه مکرر گردید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۴۵درد می را به من خاک نشین بگذارید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۴۶لاله از رشک رخت خون جگر می گرید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۴۷چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴۸در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۴۹تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۵۰از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۵۱حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۵۲پنبه نبود که شد از سینه افگار سفید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.