پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۴۲

بس که بیماری عشقم به رگ جان پیچید

ساعدم رشته بر انگشت طبیبان پیچید

پیش ازین بحر به دل عقده گرداب نداشت

درد از گریه من در دل عمان پیچید

خار در دامن آتش نتواند آویخت

چون به کف دامن من خار مغیلان پیچید؟

غیر مژگان که شود مانع اشکم، که دگر

دامن بحر به سر پنجه مرجان پیچید؟

کلکش از معنی باریک چو نالی شده است

بس که صائب به سخنهای پریشان پیچید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۴۴نه همین دل ز سر زلف تو مفتون گردید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۴۵درد می را به من خاک نشین بگذارید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۴۶لاله از رشک رخت خون جگر می گرید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴۷چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۴۸در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۴۹تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۵۰از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۵۱حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.