پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۴۱

تا به مژگان نرسد اشک، نظر نگشاید

از صدف تا نرود، چشم گهر نگشاید

تا نیاید به دلم درد ز پا ننشیند

تا به خرمن نرسد برق کمر نگشاید

عارفان رزق خود از عالم بالا گیرند

لب به دریا صدف پاک گهر نگشاید

نشود اهل دل از کشتن دشمن شادان

گره از غنچه پیکان به ظفر نگشاید

شعله را آب بر آتش نزند موج سراب

گره خاطر عاشق ز خبر نگشاید

اینقدر در جگر فکر چرا می پیچی؟

عقده ای نیست به یک آه سحر نگشاید

گر چنین کار جهان در گره افتد صائب

سنگ طفلان گره از کار ثمر نگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۴۳شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۴۴نه همین دل ز سر زلف تو مفتون گردید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۴۵درد می را به من خاک نشین بگذارید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴۶لاله از رشک رخت خون جگر می گرید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۴۷چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۴۸در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۴۹تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۵۰از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.