پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۴۹

هرکه خامش شود از حادثه آزاد بود

خنده کبک دلیل ره صیاد بود

ده زبانی به بلای سیهت اندازد

لوح تعلیم بس از شانه شمشاد بود

دست گردون پر و بالم شکند چون جوهر

اگر آرامگهم بیضه فولاد بود

داغ رشک است که در خون جگر غوطه زده است

این نه لاله است که بر تربت فرهاد بود

چون صبا گرد سراپای چمن گردیدم

غنچه ای نیست که نیمی ز دلش شاد بود

صائب از طبع خدا داد جهان گلشن ساخت

چشم بد دور ز حسنی که خداداد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۵۱تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۵۲عشق لب تشنه بدمستی اظهار بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۵۳تا خیال لب لعل تو مرا در سر بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۵۴بنده حسن خداداد شوم همچو کلیم
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۵۵چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۵۶دانه خال تو روزی که مرا در دل بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۵۷می روشن گهران چهره گلفام بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۵۸دست و دامن چه سزاوار عطای تو بود؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.