پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۵۵

چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود

حلقه کعبه ما حلقه فتراک بود

نیست یک سبزه بیگانه درین وحدتگاه

گر ترا آینه از زنگ دویی پاک بود

گریه بر عقده ما عقده دیگر افزود

گره خاطر عاشق گره تاک بود

حاصل از داغ جنون سینه چاکی داریم

قسمت صبح ز خورشید دل چاک بود

خاکسارانه اگر زیست توانی کردن

چون زمین جامه ات از اطلس افلاک بود

تخم قارون ز دل خاک به صحرا آمد

تا به کی دانه ما در جگر خاک بود؟

عید قربان من بی سر و پا آن روزست

که گریبان من آن حلقه فتراک بود

به خیالی ز وصال تو قناعت کرده است

صائب آن نیست که از هجر تو غمناک بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۵۷می روشن گهران چهره گلفام بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۵۸دست و دامن چه سزاوار عطای تو بود؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۵۹تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۶۰یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۶۱حاصل عمر زخود بیخبران آه بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۶۲هرچه دیدیم درین باغ، ندیدن به بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۶۳خانه دل به صفا از نظر بسته بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۶۴باغ در بسته ما دیده پوشیده بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.