پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۶۱

حاصل عمر زخود بیخبران آه بود

هرکه از خویشتن آگاه شد آگاه بود

نتوان در حرم قدس به پرواز رسید

پر سیمرغ درین راه پر کاه بود

پیش چشمی که به یکتایی آن سرو رسید

طوق هر فاخته ای های هوالله بود

از وصول آن که زند دم، خبر از راهش نیست

آن بود واصل این راه که در راه بود

هرکه باریک ز اندیشه شود همچو هلال

می توان یافت که جوینده آن ماه بود

ای که کام دو جهان را ز خدا می طلبی

هر دو موقوف به یک آه سحرگاه بود

غافل از مور مشو گرچه سلیمان باشی

که ز هر ذره به درگاه خدا راه بود

از وصال رخ او بی ادبان محرومند

گل این باغ ز دستی است که کوتاه بود

می رسد جاذبه عشق به فریاد مرا

یوسف آن نیست که پیوسته درین چاه بود

صائب از کشمکش رد و قبول آسوده است

هرکه را روی دل از خلق به الله بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۶۳خانه دل به صفا از نظر بسته بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۶۴باغ در بسته ما دیده پوشیده بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۶۵لب لعل تو همان تلخ زبان است که بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۶۶دل خالی ز هوس خلوت جانانه بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۶۷شب که روی تو ز می در عرق افشانی بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۶۸دل دیوانه من قابل زنجیر نبود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۶۹باشد ایمن ز زوال آن که کمالش نبود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۷۰باد را راه در آن طره پیچان نبود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.