پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۵۶

دانه خال تو روزی که مرا در دل بود

حاصل روی زمین از من بی حاصل بود

مست نازی که تسلی به خبر بودم ازو

در میان من و او بیخبری حایل بود

نیست امروز غم روی زمین بر دل من

دایم این آینه را آینه دان از گل بود

ریخت در دامن صحرای جنون باد بهار

نقد رازی که مرا غنچه صفت در دل بود

صائب اوراق جهان را به نظر آوردم

هرچه جز نقطه شک بود خط باطل بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۵۸دست و دامن چه سزاوار عطای تو بود؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۵۹تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۶۰یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۶۱حاصل عمر زخود بیخبران آه بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۶۲هرچه دیدیم درین باغ، ندیدن به بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۶۳خانه دل به صفا از نظر بسته بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۶۴باغ در بسته ما دیده پوشیده بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۶۵لب لعل تو همان تلخ زبان است که بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.