پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۵۳

تا خیال لب لعل تو مرا در سر بود

جگر سوخته ام خال لب کوثر بود

عشرت روی زمین بود سراسر از من

سایه سرو تو روزی که مرا بر سر بود

گرچه از حسن گلوسوز شکر دل می برد

سخن تلخ ترا چاشنی دیگر بود

سرمه گردید ز شرم تو زبانش در کام

شمع هرچند درین بزم زبان آور بود

در تمامی شود آیینه مه زنگ پذیر

بود ایمن ز کلف تا مه نو لاغر بود

ساده لوحی به بلای سیه انداخت مرا

زنگ صد پرده به از منت روشنگر بود

کاوش عشق به مقصود رسانید مرا

بحر شد قطره آبی که درین گوهر بود

عشق بحری است که هرکس ز نفس سوختگان

به کنار آمد ازین بحر گهر، عنبر بود

به نظر کار مرا ساخت جوانمردی عشق

ورنه این باده ز یاد از دهن ساغر بود

کوه غم گرچه نشد کم ز دل ما صائب

دل بیتاب همان کشتی بی لنگر بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۵۵چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۵۶دانه خال تو روزی که مرا در دل بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۵۷می روشن گهران چهره گلفام بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۵۸دست و دامن چه سزاوار عطای تو بود؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۵۹تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۶۰یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۶۱حاصل عمر زخود بیخبران آه بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۶۲هرچه دیدیم درین باغ، ندیدن به بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.