پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۵۰

دل اهل نظر آن به که گرفتار بود

صحت چشم در آن است که بیمار بود

جسم در دامن جان بیهده آویخته است

نور خورشید کجا خانه نگهدار بود؟

سر به بالین فراغت نگذارد هرگز

هرکه را درد سخن قافله سالار بود

زهر در ساغر ما چاشنی قند دهد

زنگ بر سینه ما مرهم زنگار بود

دل ندارد خبر از راز نهانی که مراست

در نهانخانه من آینه ستار بود

بیشتر باعث سرگشتگی ما فلک است

نقطه را سیر به بال و پر پرگار بود

صائب از دیده انصاف اگر در نگری

نیست یک خار درین باغ که بیکار بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۵۲عشق لب تشنه بدمستی اظهار بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۵۳تا خیال لب لعل تو مرا در سر بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۵۴بنده حسن خداداد شوم همچو کلیم
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۵۵چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۵۶دانه خال تو روزی که مرا در دل بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۵۷می روشن گهران چهره گلفام بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۵۸دست و دامن چه سزاوار عطای تو بود؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۵۹تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.