پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳۳

دریا سواد سینه بی کینه من است

موج شکست، جوهر آیینه من است

از سادگی به شیشه خود سنگ می زند

سنگین دلی که دشمن آیینه من است

خواهد خدای گیر شدن خصم شوخ چشم

زین مصحف غبار که در سینه من است

صبح جزا که شنبه خلق جهان بود

از طفل مشربی شب آدینه من است

زنگ غمی که ناخن صیقل کبود ازوست

چون سبزه فرش خانه آیینه من است

خونی که عطسه ریز کند مغز سنگ را

چون نافه زیر خرقه پشمینه من است

گردون که آفتاب بود شمع مجلسش

صائب کباب صحبت دوشینه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳۵آن روی آتشین که جگرها کباب اوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳۶در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشق
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ماری است نی که مهره دل بیقرار اوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۸سرچشمه حیات لب می چکان اوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۹شاهنشهی است عشق که دل جلوه گاه اوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۴۰شاهنشهی است عشق که عالم گدای اوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۴۱شیطان دلیر بر تو ز حال خراب توست
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴۲محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.