پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۴۲

محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟

پر خون دهان جام می از پشت دست توست

چون تاک در سراسر این باغ و بوستان

هر نخل سرکشی که بود زیر دست توست

لعلی که ساخته است نگین دان ز تاج زر

خونین جگر به خانه زین از نشست توست

ساید کلاه گوشه قدرش به آسمان

هر سر که در قلمرو ایجاد، پست توست

نظارگی ز سرو تو چون راست بگذرد؟

جایی که آبهای روان پای بست توست

زین پیش زلف در خم دل بود و این زمان

هر جا دلی است در خم زلف چو شست توست

از باده دست شستن من از صلح نیست

گر توبه می کنم به امد شکست توست

از می شود شعور تو هر لحظه بیشتر

فریاد من ز حوصله دیر مست توست

سرپنجه تصرف خورشید و ماه را

خواهد به چوب بستن، اگر دست دست توست

جود تو بی سؤال به سایل عطا کند

قفلی که بی کلید شود باز، دست توست

محرومی از وصال پریزاد معنوی

صائب گناه دیده صورت پرست توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴۴زان آتشین میی که ز لب در ایاغ توست
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴۵رزق وسیع در قدم میهمان توست
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۴۶پوچ است هر سری که نه در وی هوای توست
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۴۷لعل لب پیاله می آبدار ازوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۴۸آدم نه ای و روضه رضوانت آرزوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۴۹جامی ز خون بی غش منصورم آرزوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۵۰نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۵۱دستی به جام باده حمرایم آرزوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.