پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۴۷

لعل لب پیاله می آبدار ازوست

جوش صباحت گل روی بهار ازوست

ابروی موج درس اشارت ازو گرفت

چشم حباب در گرو انتظار ازوست

گلگونه نشاط ازو یافت لاله زار

خال سیاه بختی مشک تتار ازوست

چشم ستاره می پرد از آرزوی او

مژگان آفتاب، ثریا نثار اوست

زان قطره خوی که بر سمنش تکیه کرده است

شبنم به روی بستر گل بیقرار ازوست

زنگ از دلش به ابروی صیقل نمی رود

آیینه ای که چشم به راه غبار ازوست

دریاب رنگ باختگان خمار را

زان باده ای که دست سبو در نگار ازوست

صائب به نیم گردش چشم آن ستیزه جو

بی اختیار اگر کندت اختیار ازوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴۹جامی ز خون بی غش منصورم آرزوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵۰نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۵۱دستی به جام باده حمرایم آرزوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۵۲تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵۳جام شراب مرهم دلهای خسته است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵۴باد بهار مرهم دلهای خسته است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۵۵این خار غم که در دل بلبل نشسته است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۵۶پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.