پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۴۴

زان آتشین میی که ز لب در ایاغ توست

یاقوت آبدار بتان سنگداغ توست

نتوان ز جستجو به تو هر چند راه برد

هر کس برون دویده ز خود در سراغ توست

چشمی که چون ستاره نظربند خواب نیست

حیران پرتو گهر شبچراغ توست

دلهای پاره پاره خونین دلان خاک

در چشم عارفان گل صد برگ باغ توست

در چشم من ز سنبل فردوس بهترست

آشفته خاطری که پریشان دماغ توست

از درد اگر به صاف بود چشم دیگران

ما را نظر ز صاف به درد ایاغ توست

از روی آتشین تو بی بهره ایم ما

هر چند نور دیده ما از چراغ توست

خواهد حباب وار سرت را به باد داد

این باد نخوتی که گره در دماغ توست

چون صائب آن که چاشنی درد یافته است

قانع به زخم خار ز گلهای باغ توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴۶پوچ است هر سری که نه در وی هوای توست
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴۷لعل لب پیاله می آبدار ازوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۴۸آدم نه ای و روضه رضوانت آرزوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۴۹جامی ز خون بی غش منصورم آرزوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵۰نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵۱دستی به جام باده حمرایم آرزوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۵۲تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۵۳جام شراب مرهم دلهای خسته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.