پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳۵

آن روی آتشین که جگرها کباب اوست

نور و صفای شمع و گل از آب و تاب اوست

در چهره گشاده صبح بهار نیست

فیضی که در گشودن بند نقاب اوست

در هیچ دیده آب نخواهد گذاشتن

این روشنی که با رخ چون آفتاب اوست

از دور باش غیر ندارم شکایتی

هر شکوه ای که هست مرا از حجاب اوست

روز حساب اگر چه ندارد نهایتی

کوته به پرسش ستم بی حساب اوست

از ضعف اگر چه ما به زمین نقش بسته ایم

جان نفس گسسته ما در رکاب اوست

یک مو ز پیچ و تاب میان تو کم نشد

هر چند پیچ و تاب من از پیچ و تاب اوست

گر دیگران به لطف و به احسان مقیدند

صائب اسیر شیوه ناز و عتاب اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ماری است نی که مهره دل بیقرار اوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳۸سرچشمه حیات لب می چکان اوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۹شاهنشهی است عشق که دل جلوه گاه اوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۴۰شاهنشهی است عشق که عالم گدای اوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۴۱شیطان دلیر بر تو ز حال خراب توست
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۴۲محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۴۳دامن به دست هر که دهی دستگیر توست
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴۴زان آتشین میی که ز لب در ایاغ توست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.