پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳۹

شاهنشهی است عشق که دل جلوه گاه اوست

آهی که خیزد از دل ما گرد راه اوست

دل را ز کام هر دو جهان سرد ساختن

تأثیر اولین نفس صبحگاه اوست

از یک نگاه، زیر و زبر کردن جهان

بازیچه ای ز گردش چشم سیاه اوست

چون نور آفتاب، پریشان خرام نیست

دلهای چاک، مشرق روی چو ماه اوست

گردون که صبح و شام زند غوطه در شفق

صید به خون تپیده ای از صیدگاه اوست

نتوان شکست لشکر دل را به ترکتاز

این فتح در شکستن طرف کلاه اوست

هر سینه ای که پاک شد از گرد آرزو

میدان تیغ بازی برق نگاه اوست

فتح از سپاه عشق بود، گرچه وقت جنگ

انگشت زینهار، لوای سپاه اوست

عشق تو آهویی است که از چشمه سار دل

هر تخم آرزو که برآید گیاه اوست

از خسروی است فتح که هنگام دار و گیر

دست دعای خلق لوای سپاه اوست

صائب به غیر چهره زرین عشق نیست

آن کهربا که کاهکشان برگ کاه اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴۱شیطان دلیر بر تو ز حال خراب توست
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴۲محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۴۳دامن به دست هر که دهی دستگیر توست
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۴۴زان آتشین میی که ز لب در ایاغ توست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۴۵رزق وسیع در قدم میهمان توست
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۴۶پوچ است هر سری که نه در وی هوای توست
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۴۷لعل لب پیاله می آبدار ازوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴۸آدم نه ای و روضه رضوانت آرزوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.