پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳۲

این کوه غم که در دل دیوانه من است

سنگ ملامت ابجد طفلانه من است

جوش گل از ترانه مستانه من است

هر جا سری است گرم ز پیمانه من است

پیوسته هست در دل من گریه ای گره

سیلاب، پا شکسته ویرانه من است

جز خانه کمان در دیگر چرا زنم؟

پیکان تیر، آب من و دانه من است

باشد ز زخم تیغ زبان فتح باب من

هر رخنه ای ز دل در میخانه من است

نعلم بود در آتش دیگر، وگرنه شمع

یک مصرع از سفینه پروانه من است

چون بت پرست، روی دل من به سنگ نیست

بیت الحرام خلق صنمخانه من است

در دل ز توبه زنگ ملالی که مانده است

موقوف یک دو گریه مستانه من است

از داغ نیست بر دل من زنگ کلفتی

این جغد، خال چهره ویرانه من است

کنجی گرفته، از قفس و دام فارغم

بال و پر شکسته پریخانه من است

ناقوس من بود ز دل چاک چاک خود

رنگ شکسته صندل بتخانه من است

گلگل شکفته می شوم از سنگ کودکان

باغ و بهار من دل دیوانه من است

تا ترک آشنایی عالم گرفته ام

عالم تمام معنی بیگانه من است

چون گوهر از محیط به یک قطره قانعم

در دل شود چو گریه گره، دانه من است

دور و دراز شد سفر من ز حرف پوچ

خوابیده راه عشق ز افسانه من است

داغ من از تبسم گل تازه می شود

روی شکفته برق سیه خانه من است

مشق جنون من به نهایت کجا رسد؟

دشت جنون قلمرو دیوانه من است

در زیر چرخ، دل چه پر و بال وا کند؟

تنگ این صدف به گوهر یکدانه من است

می گردد از سیاهی چشم غزال بیش

این وحشتی که در دل دیوانه من است

دشتی که طی کند نفس برق و باد را

میدان نی سواری طفلانه من است

صائب رهی که قطع نگردد به عمرها

یک گام پیش همت مردانه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳۴طومار زلف شرح پریشانی من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳۵آن روی آتشین که جگرها کباب اوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۶در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشق
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ماری است نی که مهره دل بیقرار اوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۸سرچشمه حیات لب می چکان اوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳۹شاهنشهی است عشق که دل جلوه گاه اوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۴۰شاهنشهی است عشق که عالم گدای اوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴۱شیطان دلیر بر تو ز حال خراب توست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.