پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳۰

از خون چو داغ لاله حصار دل من است

هر که بوی خون شنوی منزل من است

تخم محبتی که سویدای عالم است

امروز در زمین دل قابل من است

طوفان نوح را به نظر درنیاورد

شور محبتی که در آب و گل من است

با کاینات یکدل و یکروی گشته ام

هر جا که یار جلوه کند در دل من است

دریا چه می کند به خس و خار خشک من؟

بر هر کفی که دست زنم ساحل من است

آسودگی به راه ندانسته ام که چیست

چون برق، منتهای نفس منزل من است

تمکین طور را به فلاخن گذاشته است

این راز سر به مهر که اندر دل من است

دارد ز خون صید حرم دست در نگار

سنگین دلی که درصدد بسمل من است

گر بر فلک برآمده است ابر نوبهار

صائب گدای دیده دریا دل من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳۲این کوه غم که در دل دیوانه من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳۳دریا سواد سینه بی کینه من است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۴طومار زلف شرح پریشانی من است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۵آن روی آتشین که جگرها کباب اوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۶در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشق
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ماری است نی که مهره دل بیقرار اوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳۸سرچشمه حیات لب می چکان اوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳۹شاهنشهی است عشق که دل جلوه گاه اوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.