پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۹

نقش حصیر نیست که بر پیکر من است

شهباز اوج فقرم و این شهپر من است

این باده رسیده که در ساغر من است

حور من و بهشت من و کوثر من است

تا سر بر آستانه همت گذاشتم

خشتی است آفتاب که زیر سر من است

صبح قیامتی که جهان در حساب ازوست

یک آه سرد از دل غم پرور من است

خون می خورد ز تنگی میدان روزگار

این آب بیقرار که در گوهر من است

در وادیی که سیل برد کوه را ز جای

پای به خواب رفته من لنگر من است

در بند روزگار نباشد جنون من

زنجیر من چو تیغ همان جوهر من است

چون شمع استخوان مرا آب می کند

این آتشی که در ته خاکستر من است

از خارخار عشق به خون غوطه می زنم

از برگ گل چو شبنم اگر بستر من است

هر چند بسته ام به زمین سایه وار نقش

پرواز آفتاب به بال و پر من است

داغی که هست زیر سیاهی گشاده روی

امروز در بساط فلک اختر من است

از برگریز حادثه صائب مسلم است

این گلشنی که در ته بال و پر من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳۱چشم اثر به گریه مستانه من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳۲این کوه غم که در دل دیوانه من است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۳دریا سواد سینه بی کینه من است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۴طومار زلف شرح پریشانی من است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۵آن روی آتشین که جگرها کباب اوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳۶در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشق
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ماری است نی که مهره دل بیقرار اوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳۸سرچشمه حیات لب می چکان اوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.