پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۸

از سینه صافی دل بی کینه روشن است

دل بی غبار باشد اگر سینه روشن است

گوری است تار، خانه تن بی فروغ دل

از گوهرست اگر دل گنجینه روشن است

پرداز سینه کن، چه ورق می کنی سیاه؟

جام جهان نماست اگر سینه روشن است

چون نافه خون خویش اگر مشک کرده ای

از مو به موی خرقه پشمینه روشن است

سی شب چراغ میکده روشن بود ز می

مسجد ز شمع در شب آدینه روشن است

آمیزشی که هست به هم نیش و نوش را

از شیشه نبات چو آیینه روشن است

دیگ توانگران دو سه روزی بود به جوش

دایم اجاق فقر ز کشکینه روشن است

پنهان مکن، کز آینه صاف روی تو

بر اهل دید صحبت دوشینه روشن است

اندیشه از سیاه دلان جهان مکن

صائب اگر ترا دل بی کینه روشن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳۰از خون چو داغ لاله حصار دل من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳۱چشم اثر به گریه مستانه من است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۲این کوه غم که در دل دیوانه من است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۳دریا سواد سینه بی کینه من است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۴طومار زلف شرح پریشانی من است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳۵آن روی آتشین که جگرها کباب اوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳۶در هر دلی که ریشه کند پیچ و تاب عشق
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ماری است نی که مهره دل بیقرار اوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.