پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱۲

آب حیات شبنم آن روی چون گل است

عنبر خمیر مایه آن زلف و کاکل است

یک چشم پر خمار به از صد قدح شراب

یک چهره شکفته به از صد چمن گل است

بر روی دست باد مرادست سیر من

تا بادبان کشتی من از توکل است

در دور خط تمام شود گیر و دار زلف

بیچاره عاشقی که گرفتار کاکل است

در پیری از حیات اقامت طمع مدار

سیل است عمر و قامت خم گشته چون پل است

شاخی که بی ثمر نبود در چهار فصل

دست ز کار رفته اهل توکل است

استادگی است صیقل آیینه آب را

روشنگر جمال معانی تأمل است

این خرده ای که کرده گره گل در آستین

صائب سپند شعله آواز بلبل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱۴کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱۵نقد نشاط در دل گنجینه خم است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱۶عرش بلند مرتبه بنیان آدم است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ای روح، سیر عالم امکان چه لازم است؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۱۸در زیر تیغ یار که سرها در او گم است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱۹هر چند چشم مست تو هشیار عالم است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۰هر نقش دلکشی که بر ایوان عالم است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲۱آیینه را توجه خاطر به گلخن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.