پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱۴

کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است

دستی که در میان تو شد حلقه خاتم است

پروای آفتاب قیامت نمی کند

هر دل که زیر سایه آن زلف پر خم است

بی غم حیات نیست دل دردمند را

می آید از بهشت برون هر که آدم است

دارد به یاد، سر و دو صد نخل میوه دار

عمر دراز لازمه روزی کم ست

در لاله زار عشق ز گفتار آتشین

پا در رکاب، مهر خموشی چو شبنم است

نخل از زمین پاک فلک سیر می شود

بال مسیح پاکی دامان مریم است

در راه صاحبان سخن چوب منع نیست

طوطی درون خلوت آیینه محرم است

از بیم انقطاع همان می تپد دلم

در بحر اگر چه ریشه این موج محکم است

پروای زخم نیست دل آب گشته را

صائب به زخم آب همان آب مرهم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱۶عرش بلند مرتبه بنیان آدم است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ای روح، سیر عالم امکان چه لازم است؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱۸در زیر تیغ یار که سرها در او گم است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۱۹هر چند چشم مست تو هشیار عالم است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۰هر نقش دلکشی که بر ایوان عالم است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۱آیینه را توجه خاطر به گلخن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۲احوال دل ز دیده خونبار روشن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲۳راز نهان ز سینه در انداز جستن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.