پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱۵

نقد نشاط در دل گنجینه خم است

این گنج در عمارت دیرینه خم است

جام جهان نما که در او راز می نمود

در زنگبار خجلت از آیینه خم است

مگذار شیخ را که به میخانه بگذرد

کان خودپرست دشمن دیرینه خم است

علمی که سرخ رویی یونانیان ازوست

چون نیک بنگری همه در سینه خم است

صائب خمار دست نمی دارد از سرم

چندان که خشت بر سر گنجینه خم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ای روح، سیر عالم امکان چه لازم است؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱۸در زیر تیغ یار که سرها در او گم است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱۹هر چند چشم مست تو هشیار عالم است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲۰هر نقش دلکشی که بر ایوان عالم است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۱آیینه را توجه خاطر به گلخن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۲احوال دل ز دیده خونبار روشن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۳راز نهان ز سینه در انداز جستن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲۴آسودگی به کنج قناعت نشستن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.