پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۰

هر نقش دلکشی که بر ایوان عالم است

نقش برون پرده آن جان عالم است

با تشنگی بساز که دل آب چون شود

بی چشم زخم، چشمه حیوان عالم است

در غیرتم که از سر زلف سیاه کیست

شوری که در دماغ پریشان عالم است

غافل که داده است گریبان به دست برق

چشمی که محو چهره خندان عالم است

از دست و پا زدن نشود آرمیده بحر

کوه شکیب، لنگر طوفان عالم است

خواهد شدن به رغم حسودان عزیز مصر

این جان بیگنه که به زندان عالم است

بی چشم زخم نیست، اگر توتیا شده است

گوی سری که در خم چوگان عالم است

آسوده ای به عالم امکان اگر بود

از راه رحم نیست، ز نسیان عالم است

بازی مخور که شیره جانهاست یکقلم

شیرینیی که در شکرستان عالم است

در چشم عارفان، ورق باد برده ای است

تختی که تکیه گاه سلیمان عالم است

صائب چه لازم است عاقل شویم ما؟

شور جنون ما نمک خوان عالم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۲احوال دل ز دیده خونبار روشن است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۳راز نهان ز سینه در انداز جستن است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲۴آسودگی به کنج قناعت نشستن است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲۵آسودگی به گوشه عزلت نشستن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۶روشنگر وجود به راه اوفتادن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۷مرگ سبکروان ، طلب آرمیدن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۸از سینه صافی دل بی کینه روشن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲۹نقش حصیر نیست که بر پیکر من است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.