پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۲

احوال دل ز دیده خونبار روشن است

حال درون خانه نمایان ز روزن است

روشندلان همیشه سفر در وطن کنند

استاده است شمع و همان گرم رفتن است

در انتظام کار جهان اهتمام خلق

مشق جنون به خامه فولاد کردن است

جوهر بس است بیضه فولاد را حصار

آن را که دل قوی است چه حاجت به جوشن است؟

دست و دهن اگر چه نماید تنور رزق

نسبت به دست کوته ما چاه بیژن است

شستن به اشک، گرد کدورت ز روی دل

آیینه را به دامن تر پاک کردن است

ظالم به مرگ سیر نگردد ز خون خلق

در خواب، کار تشنه لبان آب خوردن است

دل چون کمال یافت نهد پای بر فلک

چون دانه خوشه گشت رجوعش به خرمن است

صائب ز خود برآی که شرط طریق عشق

گام نخست از خودی خود گذشتن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۴آسودگی به کنج قناعت نشستن است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۵آسودگی به گوشه عزلت نشستن است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲۶روشنگر وجود به راه اوفتادن است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲۷مرگ سبکروان ، طلب آرمیدن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۸از سینه صافی دل بی کینه روشن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۹نقش حصیر نیست که بر پیکر من است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳۰از خون چو داغ لاله حصار دل من است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳۱چشم اثر به گریه مستانه من است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.