پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۵

آسودگی به گوشه عزلت نشستن است

سررشته امید ز عالم گسستن است

پرداختن ز پرورش تن به جان پاک

از کار گل به آب خضر دست شستن است

در سینه همچو لاله گره کردن آه را

پیوند خود ز عالم بالا گسستن است

گفتار دلخراش به نازکدلان فقر

مینا به راه آبله پایان شکستن است

این خرده حیات که دل بسته ای بر آن

چون دانه سپند درانداز جستن است

پهلو تهی نمودن روشندلان ز خلق

بر روی زنگیان در آیینه بستن است

سر تافتن ز مصلحت عقل بهر نفس

از بهر تیر بال هما را شکستن است

از گریه دروغ، اثر چشم داشتن

از چشمه سار گوهر شهوار جستن است

انداختن بساط اقامت به زیر چرخ

در راه سیل پای به دامن شکستن است

عریان شو از لباس تعلق که در سلوک

سد ره است اگر همه احرام بستن است

بستن ره سؤال به ارباب احتیاج

صائب به روی خود در توفیق بستن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۷مرگ سبکروان ، طلب آرمیدن است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۸از سینه صافی دل بی کینه روشن است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲۹نقش حصیر نیست که بر پیکر من است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۰از خون چو داغ لاله حصار دل من است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۱چشم اثر به گریه مستانه من است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳۲این کوه غم که در دل دیوانه من است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳۳دریا سواد سینه بی کینه من است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳۴طومار زلف شرح پریشانی من است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.