پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱۹

هر چند چشم مست تو هشیار عالم است

با بوالهوس شراب مخور، کار عالم است

از درد عشق، روی به خوناب شسته ای است

هر گل که در سراسر گلزار عالم است

دیوانه ای که چشم غزالش پلنگ بود

امروز رام کوچه و بازار عالم است

در راه دل، پیاده دنبال مانده ای است

هر چند عقل، قافله سالار عالم است

جز عارفی که از خودی آزاد گشته است

هر کس که هست صورت دیوار عالم است

بر هر دلی که خواب گران پرده دار شد

در آرزوی دولت بیدار عالم است

بر خود زبان آتش سوزان کند دراز

چون خار هر که در پی آزار عالم است

در چشم عارفان جهان ابر رحمتی است

این غفلتی که پرده زنگار عالم است

از قید سنگ می شود آخر شرر خلاص

رحم است بر کسی که گرفتار عالم است

داند به سیم قلب گران ماه مصر را

آن پاک دیده ای که خریدار عالم است

از ره مرو که دیده شیر حوادث است

گر روشنایی به شب تار عالم است

لب تشنه ای است کآب نمی داند از سراب

بیچاره ای که واله رخسار عالم است

صائب مرا به خواب نخواهد گذاشتن

بیدار دولتی که نگهدار عالم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۱آیینه را توجه خاطر به گلخن است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۲احوال دل ز دیده خونبار روشن است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲۳راز نهان ز سینه در انداز جستن است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲۴آسودگی به کنج قناعت نشستن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۵آسودگی به گوشه عزلت نشستن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۶روشنگر وجود به راه اوفتادن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۷مرگ سبکروان ، طلب آرمیدن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲۸از سینه صافی دل بی کینه روشن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.