پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱۷

ای روح، سیر عالم امکان چه لازم است؟

رفتن به پای خویش به زندان چه لازم است؟

ای قطره چون قرار نداری به دست ابر

بیرون شدن ز قلزم و عمان چه لازم است؟

زهر فنا چو عاقبت کار خوردنی است

خوردن فریب چشمه حیوان چه لازم است؟

نیکی ثمر در آب روان زود می دهد

با تیغ او مضایقه جان چه لازم است؟

عشق بلند در گرو قهر و لطف نیست

دشنام فاش و خنده پنهان چه لازم است؟

چون باد صبح کار مرا می کند تمام

بر شمع من فشاندن دامان چه لازم است؟

در جنگ، می کند لب خاموش کار تیغ

دادن جواب مردم نادان چه لازم است؟

چون درد کامرانی خود می کند دواست

اظهار درد پیش طبیبان چه لازم است؟

وحشت چو رو دهد همه جا کنج عزلت است

رفتن به کوه و دشت و بیابان چه لازم است؟

چون می شود به صبر شکر زهر عادتی

منت کشیدن از شکرستان چه لازم است؟

در وقت خود، چو غنچه گره باز می شود

ممنون شدن ز ناخن و دندان چه لازم است؟

چون بندگی به شرط نمودن نه کار توست

صائب قبول کردن احسان چه لازم است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱۹هر چند چشم مست تو هشیار عالم است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۰هر نقش دلکشی که بر ایوان عالم است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲۱آیینه را توجه خاطر به گلخن است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲۲احوال دل ز دیده خونبار روشن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۳راز نهان ز سینه در انداز جستن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۴آسودگی به کنج قناعت نشستن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۵آسودگی به گوشه عزلت نشستن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲۶روشنگر وجود به راه اوفتادن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.