پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰۸

نقشم به باد داد، نگار اینچنین خوش است

خونم به خاک ریخت، بهار اینچنین خوش است

دل را گداخت، بوسه به این چاشنی است خوش

دستم ز کار بود، کنار اینچنین خوش است

از تاب چهر، برق خس و خار آرزوست

رخسار آتشین نگار اینچنین خوش است

نگذاشت غیر خانه زین، خانه دگر

معمور در زمانه، سوار اینچنین خوش است

دلها شد از غبار خطش مصحف غبار

بی چشم زخم، خط غبار اینچنین خوش است

هرگز دلم نزد نفسی بر مراد خویش

آیینه پیش روی نگار اینچنین خوش است

دل می رود به حلقه زلفش به پای خود

دام آنچنان خوش است و شکار اینچنین خوش است

هر خار بی گلی، گل بی خار شد ازو

الحق که فیض عام بهار اینچنین خوش است

گل روی خود به اشک ندامت ز خواب شست

در وقت صبح، آب خمار اینچنین خوش است

چون حلقه های زلف دلم را قرار نیست

پرگار خال چهره یار اینچنین خوش است

طوطی چو مغز پسته هم آغوش شکرست

در هم خزیده عاشق و یار اینچنین خوش است

خونی که کرد در دل صیاد، مشک شد

آهو به فکر میر شکار اینچنین خوش است

صائب به غیر عشق ندارد ترانه ای

شعر اینچنین خوش است و شعار اینچنین خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ترک خودی مراد ز قطع مراحل است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱۱روی تو برق خرمن آسایش دل است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱۲آب حیات شبنم آن روی چون گل است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۱۳شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۱۴کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱۵نقد نشاط در دل گنجینه خم است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۱۶عرش بلند مرتبه بنیان آدم است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ای روح، سیر عالم امکان چه لازم است؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.