پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰۹

ای دل تصور کمر یار نازک است

باریک شو که رشته این کار نازک است

دل شاخ شاخ گشت درین کار شانه را

پرداز زلف و کاکل دلدار نازک است

تا ماجرای شانه و زلفش کجا رسد

مضراب بی ملاحظه و تار نازک است

حرف میان او به میان اوفتاده است

ای دل به هوش باش که اسرار نازک است

بلبل به آشیانه طرازی فتاده است

غافل که آن نهال چه مقدار نازک است

چندین هزار شیشه دل را به سنگ زد

افسانه ای است این که دل یار نازک است

سربسته چون حباب نفس می کشید محیط

از بس مزاج آن در شهوار نازک است

چون قمریان به گردن شیران نهاد طوق

با آن که دام زلف تو بسیار نازک است

در هر نظر به رنگ دگر جلوه می کند

از بس که رنگ آن گل رخسار نازک است

صائب چرا به لب ننهد مهر خامشی؟

سنگین دلند مردم و گفتار نازک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱۱روی تو برق خرمن آسایش دل است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱۲آب حیات شبنم آن روی چون گل است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱۳شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۱۴کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۱۵نقد نشاط در دل گنجینه خم است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱۶عرش بلند مرتبه بنیان آدم است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ای روح، سیر عالم امکان چه لازم است؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱۸در زیر تیغ یار که سرها در او گم است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.