پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰۷

از پیر گوشه گیری وسیر از جوان خوش است

از تیر راستی و کجی از کمان خوش است

تغییر رنگ خوش بود از روی شرمگین

در چشم اهل دید بهار و خزان خوش است

جوش گل است در قفس ما تمام سال

ده روز در بهار اگر گلستان خوش است

در موسم خزان چه ثمر حسن خلق را؟

ایام گل ملایمت از باغبان خوش است

طفلان به جوی شیر ز شکر کنند صلح

زاهد ز وصل دوست به باغ جنان خوش است

سرچشمه نشاط جهان رخنه دل است

دل چون شکفته است زمین و زمان خوش است

مگذار نفس را به چراگاه آرزو

کاین بد لجام در ته بار گران خوش است

چندین هزار دام تماشاست در قفس

بلبل همین به دیدن گل ز آشیان خوش است

دانسته است همت این قوم تا کجاست

یوسف به سیم قلب ازین کاروان خوش است

گر دیگران کنند تمنای دوستی

صائب به ترک دشمنی از دوستان خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰۹ای دل تصور کمر یار نازک است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ترک خودی مراد ز قطع مراحل است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱۱روی تو برق خرمن آسایش دل است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۱۲آب حیات شبنم آن روی چون گل است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۱۳شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱۴کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۱۵نقد نشاط در دل گنجینه خم است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱۶عرش بلند مرتبه بنیان آدم است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.